| در حال دیدن این عنوان: |
۱۴ کاربر مهمان
|
|
برای ارسال پیام باید ابتدا ثبت نام کنید!
|
|
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۳۰
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
نقل قول الـحـسـیـن سرُّ انتِصــاراتنــا نوشته:هیهات یا شیخنا ، می بینیم که در این چند یوم غیاب حضرتمان که رخ از یاران نهفته بودیم ، جمله مریدان در خانقاه گرد هم آوردندی و تاج ها بر رئوس خلق الله(حفظهم الله جمیعا) نهادندی و تاج و دیهیم را به غایت خز فرمودندی .هر چند آن لقب رسمی "هند" را به غایت گرامی داریم اما کاشکی آن نماد طاغوت را زیر آواتار ملوکانه تعبیه می فرمودید تا در تضاد آشکار نباشد با تصویر حزب الله ما یا حداقل از نمادهای اسلامی و مقاومت چون پیشانی بند و چفیه استعمال می فرمودید در اعطای رتبات و درجات؛ دامت افاضاته .الحاقی: سلام بر جمیع احباب .اهلا و سهلا ای شیخ انقلابی مبارز. ![]() فی الواقع تضادی نیست اگر تاج والرین رو با چفیه با هم استفاده کنید، چون هر دو ارتباط مستقیمی با صفای درون و مقاومت بیرون داره. در حقیقت اون تاج و عنوان مربوط به جهان یوتوپیای فانتزی تحت امپراتوری ماست و اون چفیه و پیشونی بند مقتضای دنیای پست تحت سلطه اشرار. دو جهان موازی با مقتضیات و نمادهای گوناگون.
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Mahshid.Shr
نام تیم: میلان
پیام:
۱,۸۷۹
عضویت از: ۵ مهر ۱۳۸۹
از: جایی همین نزدیکی
طرفدار:
- ژاوی.مسی - ! - پرسپولیس قرمزته - اسپانیا گروه:
- کاربران عضو - مترجمین اخبار
|
این مستند ملازمان حرم چقدر خوبه چه انسان های فوق العاده ای بودن و هستن شهدای مدافع حرم اپارات اکثر قسمت هاش رو داره |
||
|
|
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: HEYHAT
پیام:
۴,۲۰۲
عضویت از: ۵ آبان ۱۳۹۰
از: هیچستان
طرفدار:
- ژاوی - کرایف - ? - اسپانیا منهای خوکها_به امید استقلال - ? - پپ کبیر - ? گروه:
- کاربران عضو
|
سکانس یکم، پلان یک، روز-داخلی [صدای دق الباب آهسته ی اتاق ملوکانه ] -خان دایی[حضرت ما ] در حالی که لیوان چای زنجبیل در دست دارد: بیا تو .-سلام دایی [محمد پارسا، خواهر زاده ی کوچیک حضرت ما، ملقب به قمقمه ؛ به دیدار دایی آمده ].-سلام عزیز دلم [خان دایی قمقمه را در آغوش گرفته لپش را از جا می کَند ، قمقمه سعی می کند از دست دایی فرار کند و دست آخر موفق می شود ].[دهان قمقمه در حال جنبیدن است و توجه خان دایی را جلب می کند] چی داری می خوری دایی ؟!-[قمقمه که می داند اگر دایی از پاستیل ارگانیکِ آلمانیِ توی جیبش بو ببرد همه چیز از دستش رفته، سعی می کند دایی را بپیچاند ] ملیض شدم دالم قُص می خولم .-[خان دایی دست قمقمه را خوانده و دستش را به سرش می گیرد و ادامه می دهد] آخ...آخ ...آخ ..سرم چقدر درد می کنه دایی ، یه دونه از اون قرصات می دی بخورم سرم خوب شه ؟!-قمقمه کمی این پا و آن پا می کند و در حالی که زیر لب شعر نامفهومی می خواند به سمت پنجره می رود و در حالی که پیشانی اش را به شیشه ی پنجره چسبانده، به خواندن همان شعر نامفهوم ادامه می دهد .[خان دایی در تمام این مدت به کارهای قمقمه می خندد ] اما از آنجا که با اصرار خان دایی مواجه می شود تصمیم بزرگی می گیرد و دستش را در جیب شلوارک جین قبراقش می کند و یکی از آن قرص های سردرد را از جیبش بیرون می آورد تا به دایی بدهد . اما با صحنه ی وحشتناکی مواجه می شود [یکی از آن قرص های با طعم تمشک، همان طعم مورد علاقه اش بیرون آمده ].-خان دایی [در حالی که با شوق و ذوق مشغول تماشای ترفند های پیچاندن قمقمه است ] دستش را دارز می کند تا قرص تمشک را از او بگیرد و قمقمه با اکراه قرص تمشک را به دایی می دهد . [دایی که از این کارهای قمقمه حسابی کیفور شده دوباره لپ قمقمه را می کَند و او را روی پایش می نشاند و با هم قرص ها تا آخر می خورند] .الحاقی: نامرد همه ی تمشکا رو خودش خورد !الحاقی2: امیدواریم از این سکانس سردرد گرفته باشید !
|
||
|
همیشه چهره ات را به سوی آفتاب نگه دار سایه ها پشت سرت خواهند افتاد ... |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۳۰
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
درام، تراژدی یا فیلم ترسناک؟ سوال اصلی این است!
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: RAMONA
نام تیم: آژاکس
پیام:
۱۲,۷۱۷
عضویت از: ۳۰ بهمن ۱۳۹۰
از: همين حوالى...
طرفدار:
- همه ی بازیکنای بارسا + فابرگاس - استقلال♥ - اسپانیا - خسرو حیدری - گواردیولا و انریکه گروه:
- کاربران عضو - لیگ فانتزی - مدیران گالری - ناظرين انجمن - شورای نخبگان سایت - مدیران نظرات
|
نقل قول الـحـسـیـن سرُّ انتِصــاراتنــا نوشته:سکانس یکم، پلان یک، روز-داخلی [صدای دق الباب آهسته ی اتاق ملوکانه ] -خان دایی[حضرت ما ] در حالی که لیوان چای زنجبیل در دست دارد: بیا تو .-سلام دایی [محمد پارسا، خواهر زاده ی کوچیک حضرت ما، ملقب به قمقمه ؛ به دیدار دایی آمده ].-سلام عزیز دلم [خان دایی قمقمه را در آغوش گرفته لپش را از جا می کَند ، قمقمه سعی می کند از دست دایی فرار کند و دست آخر موفق می شود ].[دهان قمقمه در حال جنبیدن است و توجه خان دایی را جلب می کند] چی داری می خوری دایی ؟!-[قمقمه که می داند اگر دایی از پاستیل ارگانیکِ آلمانیِ توی جیبش بو ببرد همه چیز از دستش رفته، سعی می کند دایی را بپیچاند ] ملیض شدم دالم قُص می خولم .-[خان دایی دست قمقمه را خوانده و دستش را به سرش می گیرد و ادامه می دهد] آخ...آخ ...آخ ..سرم چقدر درد می کنه دایی ، یه دونه از اون قرصات می دی بخورم سرم خوب شه ؟!-قمقمه کمی این پا و آن پا می کند و در حالی که زیر لب شعر نامفهومی می خواند به سمت پنجره می رود و در حالی که پیشانی اش را به شیشه ی پنجره چسبانده، به خواندن همان شعر نامفهوم ادامه می دهد .[خان دایی در تمام این مدت به کارهای قمقمه می خندد ] اما از آنجا که با اصرار خان دایی مواجه می شود تصمیم بزرگی می گیرد و دستش را در جیب شلوارک جین قبراقش می کند و یکی از آن قرص های سردرد را از جیبش بیرون می آورد تا به دایی بدهد . اما با صحنه ی وحشتناکی مواجه می شود [یکی از آن قرص های با طعم تمشک، همان طعم مورد علاقه اش بیرون آمده ].-خان دایی [در حالی که با شوق و ذوق مشغول تماشای ترفند های پیچاندن قمقمه است ] دستش را دارز می کند تا قرص تمشک را از او بگیرد و قمقمه با اکراه قرص تمشک را به دایی می دهد . [دایی که از این کارهای قمقمه حسابی کیفور شده دوباره لپ قمقمه را می کَند و او را روی پایش می نشاند و با هم قرص ها تا آخر می خورند] .الحاقی: نامرد همه ی تمشکا رو خودش خورد !الحاقی2: امیدواریم از این سکانس سردرد گرفته باشید !قمقمه 😁 جالب بود 😆 پس فقط دخترا پاستيل دوس ندارن |
||
|
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۳۰
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
پاستیل حکم ناموسی داره. تنها خوراکیه که یواشکی می خورم با هیچ کس قسمت نمی کنم.
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: RAMONA
نام تیم: آژاکس
پیام:
۱۲,۷۱۷
عضویت از: ۳۰ بهمن ۱۳۹۰
از: همين حوالى...
طرفدار:
- همه ی بازیکنای بارسا + فابرگاس - استقلال♥ - اسپانیا - خسرو حیدری - گواردیولا و انریکه گروه:
- کاربران عضو - لیگ فانتزی - مدیران گالری - ناظرين انجمن - شورای نخبگان سایت - مدیران نظرات
|
نقل قول The Dark Heir نوشته:پاستیل حکم ناموسی داره. تنها خوراکیه که یواشکی می خورم با هیچ کس قسمت نمی کنم. ![]() عه من با اينكه دخترم پاستيل خيلي دوس ندارم ينى دوس دارم ولي نه خيلي |
||
|
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: HEYHAT
پیام:
۴,۲۰۲
عضویت از: ۵ آبان ۱۳۹۰
از: هیچستان
طرفدار:
- ژاوی - کرایف - ? - اسپانیا منهای خوکها_به امید استقلال - ? - پپ کبیر - ? گروه:
- کاربران عضو
|
نقل قول The Dark Heir نوشته:درام، تراژدی یا فیلم ترسناک؟ سوال اصلی این است! ![]() فی الواقع ملغمه ای بود از همه !کل سکانس را در یک پلان رفتیم !نقل قول ريـפـانـہ نوشته:قمقمه 😁 جالب بود 😆 پس فقط دخترا پاستيل دوس ندارن فی الواقع پاستیل(خاصه نوع ارگانیک ایشان ) یه مفهوم غذاییِ جهانشموله بدون هیچ محدودیت جنسی و سنی !تا جایی که حتی سازمان فائو(Food and Agriculture Organization) هم پیگیر تامین و توسعه ی پاستیل برای تمام کشورهاست ! |
||
|
همیشه چهره ات را به سوی آفتاب نگه دار سایه ها پشت سرت خواهند افتاد ... |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: MoOn.Girl
پیام:
۴,۲۸۴
عضویت از: ۳۰ مهر ۱۳۹۲
از: بابل
طرفدار:
- مسی - رونالدینیو - پرسپولیس - آرژانتین - اسپانیا - لوچو❤ - پپ گروه:
- کاربران عضو
|
آرامشی که اکنون دارم، مدیون انتظاری ست که دیگر از کسی ندارم.. #سیلویا_پلات |
||
|
خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند .. |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۳۰
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
امشب به مناسبت بازگشت پیروزمندانه لرد هند، می خوام یکی از اون خوراکی خفنا رو رو کنم. تا دقایقی دیگر.
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
۳ بهمن ۱۳۹۴
|
|||
|
|
|
برای ارسال پیام باید ابتدا ثبت نام کنید!
|
| شما میتوانید مطالب را بخوانید. |
| شما نمیتوانید عنوان جدید باز کنید. |
| شما نمیتوانید به عنوانها پاسخ دهید. |
| شما نمیتوانید پیامهای خودتان را ویرایش کنید. |
| شما نمیتوانید پیامهای خودتان را حذف کنید. |
| شما نمیتوانید نظرسنجی اضافه کنید. |
| شما نمیتوانید در نظرسنجیها شرکت کنید. |
| شما نمیتوانید فایلها را به پیام خود پیوست کنید. |
| شما نمیتوانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید. |








، می بینیم که در این چند یوم غیاب حضرتمان که رخ از یاران نهفته بودیم



تنها خوراکیه که یواشکی می خورم با هیچ کس قسمت نمی کنم.
