| در حال دیدن این عنوان: |
۵ کاربر مهمان
|
|
برای ارسال پیام باید ابتدا ثبت نام کنید!
|
|
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Ree.raa
پیام:
۳,۲۵۷
عضویت از: ۱۴ شهریور ۱۳۹۱
طرفدار:
- مسی،ویا،اینیستا - pep - اسپانیا - pep - گروه:
- کاربران عضو
|
پاسور بازی کردنش حرامه؟ بدون هیچ نیتی،واسه ی سرگرمی! آخه من یه جا خوندم که کلا بازی کردنش حرامه ،میخواستم ببینم کسی میدونه راسته یا نه؟ |
||
|
ناگفته ی ما میشنود |
|||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Ali.Rezaei
پیام:
۳,۸۴۴
عضویت از: ۱۳ آذر ۱۳۸۹
از: Behshahr
طرفدار:
- messi - یوهان کرایوف - یه زمانی جوون بودیم، جوونی کردیم : پرسپولیس!! - spain - داداشم که تو زمین های خاکی بازی می کنه!!! - pep - افشین امپراتور گروه:
- کاربران عضو
|
نقل قول ز∅ا نوشته:پاسور بازی کردنش حرامه؟ بدون هیچ نیتی،واسه ی سرگرمی! آخه من یه جا خوندم که کلا بازی کردنش حرامه ،میخواستم ببینم کسی میدونه راسته یا نه؟ بستگی داره که مرجع تقلید شما چی میگن... اما اغلب هم عقیده اند که چون ابزار قمار محسوب میشه، مشکل داره... |
||
|
|
|||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Leo.Messi
نام تیم: میلان
پیام:
۶,۱۵۳
عضویت از: ۵ شهریور ۱۳۸۹
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی - یوهان کرایف - استقلال - آرژانتین - برزیل - اسپانیا - رضا قوچان نژاد - اشکان دژاگه - پپ گواردیولا گروه:
- کاربران عضو - لیگ فانتزی - مترجمین اخبار
|
نقل قول Ali Rezaei نوشته:نقل قول ز∅ا نوشته:پاسور بازی کردنش حرامه؟ بدون هیچ نیتی،واسه ی سرگرمی! آخه من یه جا خوندم که کلا بازی کردنش حرامه ،میخواستم ببینم کسی میدونه راسته یا نه؟ بستگی داره که مرجع تقلید شما چی میگن... اما اغلب هم عقیده اند که چون ابزار قمار محسوب میشه، مشکل داره... جهت نهی از منکر: این حرفا جاش اینجاست؟ تشریف ببرید انجمن عرفانی مذهبی ![]()
|
||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: HEYHAT
پیام:
۴,۲۰۲
عضویت از: ۵ آبان ۱۳۹۰
از: هیچستان
طرفدار:
- ژاوی - کرایف - ? - اسپانیا منهای خوکها_به امید استقلال - ? - پپ کبیر - ? گروه:
- کاربران عضو
|
چقدر قمری بی آشیان درآوردیم وجب وجب تن این خاک مُرده را کندیم چقدر خاطره نیمه جان درآوردیم به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم ![]() شما حماسه سرودید و ما به نام شما فقط ترانه سرودیم و نان درآوردیم برای اینکه بگویم با شما بودیم چقدر از خودمان داستان درآوردیم و آب های جهان تا از آسیاب افتاد قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم |
||
|
همیشه چهره ات را به سوی آفتاب نگه دار سایه ها پشت سرت خواهند افتاد ... |
|||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: R.A.Lionel
پیام:
۷,۲۴۷
عضویت از: ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
از: مشهد
طرفدار:
- مسی - آنری - پرسپولیس - ایران - گواردیولا، فرگوسن گروه:
- كاربران بلاک شده
|
![]() |
||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Ree.raa
پیام:
۳,۲۵۷
عضویت از: ۱۴ شهریور ۱۳۹۱
طرفدار:
- مسی،ویا،اینیستا - pep - اسپانیا - pep - گروه:
- کاربران عضو
|
![]() |
||
|
ناگفته ی ما میشنود |
|||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۳۰
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
![]() اِنَّ اللهَ فِی قُلُوبِ المُنکَسّرَه خدا در دلهای شکسته است... |
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: *mohammad.z*
پیام:
۵,۲۳۶
عضویت از: ۲۹ مهر ۱۳۹۱
از: بابلسر _كاله
طرفدار:
- مسي - كرايف - استقلال کبییر - تيم ملي بارسلونا - جانواريو - پپ گواردیولا - قلعه نوعي گروه:
- كاربران بلاک شده
|
داداش الان میتونم بپرسم اسمه این غذا چیه؟؟؟ ![]() ظاهرش که نیشون میده غذایه خوش مزه ایه محمدعلی نوشت: سرطان زا که نیست احیانا..؟؟؟ کلسترول بالا چی؟؟ اونم داره؟؟ |
||
|
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن "آن مرد تا نیاید،باران نخواهد آمد " |
|||
|
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۳۰
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
شب سردی است و من، افسردهراه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده... می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدم ها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها... فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی... نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر، سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل وای این شب چقدر تاریک است... خنده ای کو که به دل انگیزم قطره ای کو که به دریا ریزم صخره ای کو که بدان آویزم مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم، غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است... |
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: San.Andres
پیام:
۷,۵۵۸
عضویت از: ۲۹ آذر ۱۳۸۹
از: بابل
طرفدار:
- آندرس اینیستا گروه:
- کاربران عضو
|
امشب شبی عجیب را پشت سر گذاشتم. در عجیب بودنش همین بس که رنگ آسمان طور دیگری بود و دلِ من در هوای دیگر... قدم در رکاب این آسمان غریب، و بغض در شُرُف شکستنش نهادم و ذره ذره و آرام آرام و البته بی هدف، راه رفتم! بغض آسمان، فرصت فکر کردن از من ربوده بود، محو او شده بودم و بی خبر از اطراف، ادامه می دادم! در پریشان حالی شب غرق شدم، من که پریشان بودنم همه ی شهر را پریشان می نمایاند! به حال خود فکر کردم. به اینکه سالی جدید را آغاز کرده ام، ولی یک سال پیرتر شده ام، نه بزرگتر... که خستگی در تمام بدنم رخنه کرده است، که زجر می دهد این دردهای لا تسکین؛ که زندگی سخت شده است... از کنار مردمی عبور کردم که شاید ظاهراً، ولی فرصت خندیدن را به دست آورده بودند. مردمی که در خودیِ خود غرق کرده اند خود را، و نمی بینند این همه پلیدی را؛ و می خندند... با آهنگی که گوشم را نوازش می داد، عجیب تر شدم! گاه حس می کردم، به سبک اسرار آمیزی، جاذبه در من کم اثر شده است، و یا زمان یارای همراهی من را نداشته؛ مرا به تماشا ایستاده است، و من که می رفتم، به سمتی غریب، اما به نظر امن... به گم شدن فکر کردم؛ اینکه راهی برای برگشت نمی یابم، اینکه نشانه ها گنگ شده اند و باتلاق، قدرتمند تر! سخت در درد خود گرفتار آمده ام و پیر شده ام! هر چقدر هم که سر را گرم کنم به اطراف، این "من ِ خسته" خسته است... آه... یافتم! من به دنبال کسی، این راه را طی می کنم! او که این باتلاق را تنها امید یافتن او، معلق نگاه داشته است. نشانه ها از آن اوست، گرچه کم، اما از اوست! از او بودم، به سمت او رفتن، هدف اصلی من است، اما او را نمی یابم، این مرا خسته تر می کند... در تضادهایی گرفتار آمدم، که دو روی سکه اش، نا امیدیِ من است و تنفر! که بودن را، به شرط نبودن، می خواهم! که وسیله ام، هدف شده است و دیگر توان رساندن خود را ندارم، که من ِ نا به سامان، خواستنی تر است! که " از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار " شده ام... به انتهای شب رسیدم، و جز یک روز پیر شدن، چیزی نصیبم نشد... |
||
|
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
|
|||
|
|
|
برای ارسال پیام باید ابتدا ثبت نام کنید!
|
| شما میتوانید مطالب را بخوانید. |
| شما نمیتوانید عنوان جدید باز کنید. |
| شما نمیتوانید به عنوانها پاسخ دهید. |
| شما نمیتوانید پیامهای خودتان را ویرایش کنید. |
| شما نمیتوانید پیامهای خودتان را حذف کنید. |
| شما نمیتوانید نظرسنجی اضافه کنید. |
| شما نمیتوانید در نظرسنجیها شرکت کنید. |
| شما نمیتوانید فایلها را به پیام خود پیوست کنید. |
| شما نمیتوانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید. |



















