| در حال دیدن این عنوان: |
۳۸ کاربر مهمان
|
|
برای ارسال پیام باید ابتدا ثبت نام کنید!
|
|
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۲۳
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
لاطائلات اینجا نشر نده، ای پسرک بیخرد.
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
یکشنبه، ۲۱ دی ۱۴۰۴ (۱۳:۰۸)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Valdes_Kabir
پیام:
۹۵
عضویت از: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی، والدز کبیر، ژاوی - رونالدینیو - آرژانتین - ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- کاربران عضو
|
من ک صبح تا شب اینجام برای نشر دادن و خوندن نشر های طلایی ک از سال ۸۲ بوده باید داستان روزی که با شکست مافیا سایت رو بنا نهادی و من نیروی کلیدی بودم نوشته بشه |
||
|
یکشنبه، ۲۱ دی ۱۴۰۴ (۱۳:۱۸)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Valdes_Kabir
پیام:
۹۵
عضویت از: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی، والدز کبیر، ژاوی - رونالدینیو - آرژانتین - ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- کاربران عضو
|
سرچ کن سعید ایمنی سایت طرفداری اونجا دربارت کلی مطلب هست حدس بزن کی نوشته
|
||
|
یکشنبه، ۲۱ دی ۱۴۰۴ (۱۳:۲۲)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Valdes_Kabir
پیام:
۹۵
عضویت از: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی، والدز کبیر، ژاوی - رونالدینیو - آرژانتین - ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- کاربران عضو
|
اینجا خیلی قویه کل دنیای اینترنت هم نابود شه هستش
|
||
|
یکشنبه، ۲۱ دی ۱۴۰۴ (۱۸:۲۵)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۲۳
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
نقل قول هوادار سعید نوشته:اینجا خیلی قویه کل دنیای اینترنت هم نابود شه هستش
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
دوشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۴ (۱۰:۱۸)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۲۳
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
راستی موتور جستجوی فارسی ذرهبین تو این شرایط کارتون رو راه میاندازه: مشاهده لینک |
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
دوشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۴ (۱۰:۲۰)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Valdes_Kabir
پیام:
۹۵
عضویت از: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی، والدز کبیر، ژاوی - رونالدینیو - آرژانتین - ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- کاربران عضو
|
احسنت ذهن ها به هم راه داره منم میخواستم بیام همینو بگم تو پیش دستی کردی
|
||
|
دوشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۴ (۱۳:۲۴)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Valdes_Kabir
پیام:
۹۵
عضویت از: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی، والدز کبیر، ژاوی - رونالدینیو - آرژانتین - ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- کاربران عضو
|
قسمت اول مسی در برره این داستان: ۹۰ ی شب سرد و طوفانی هست عادل فردوسی پور داره کلید میندازه بره تو استودیو ۹۰ به به عجب مهمونی داریم امشب جووووونم جوووونم مهمون امشب بعد یدفعه خواهر عادل از پشت تلفن: چیه هی جوون جووون میکنی؟ مگه نمیدونی مهمون داریم؟ عادل: آوخ آوخ ببخشید من فکر کردم تلفن قطع،شده بدو تلویزیون روشن کن ۹۰ داره شروع میشه خواهر عادل: برنامت مسخرس عادل: مهمون داریم چ مهمونی خواهر عادل: خیله خب ادا مهران مدیری درنیار (سپس نگاه با تعجب عادل به دوربین) عادل وارد استودیو ۹۰ میشه و مسی رو میبینه ک داره میگه سلام من مسیم این آرم پرتقالی شبکه ۳ هست ک با زرد زیرش نوشته زنده پس برنامه زنده هست... یدفعه عادل رفت تو و گفت برنامه شروع شده؟ بعد از پشت صحنه بهش گفتن آره تو کجایی ۲ ساعته برا همین مسیجات اجرا کرد عادل: من خواهرم... چیز خب سلام مسی خوبی عادل میخندید و گفتش بینندگان عزیز مسی مهمان ما هست امشب مسی جون لطفا بنشینید اونور بعد مسی شکلات باز میکرد و میگفت مگه قرار نیست مصاحبه کنیم عادل: آره ولی مجری برنامه من هستم و شما مهمان من هستی مسی مسی: ههه آها آها زودتر میگفتی بعد مسی دویید اونور و عادل نشست رو صندلیش و گفتش همیشه این صندلی خیلی گرم بود من میشستم تو نشستی چ سرده مسی بعد از پشت صحنه یکی داد زد گفت آخه تو رو صندلی یکارایی میکنی گرم میشه عادل: عه برنامه زنده هست بی تربیتی نکن فرد پشت صحنه: میگن حرف بنداز زمین صاحبش ورمیداره همینه ها! عادل بعد سریع بحث عوض کرد و گفتش باشه آها آها ی آیتم ویژه باید بریم ببینیم برگردیم بعد مسی یدفعه گفتش آیتمو ولش کن آرم پرتقالی شبکه ۳ چ خوشگل افتاده اون گوشه عادل: عه مگه دیده میشه من فکر کردم فقط بیننده ها میبینن مسی مگه تو هم میشناسی آرم پرتقالی شبکه ۳ مسی: به هر حال بازی ها با همین آرم پخش میشه دیگه مگه داستانای کینگ مجیدو نمیخونی؟ همش از آرم پرتقالی شبکه ۳ میگه مگه میشه کسی نشناسه عادل: داستانای کینگ مجید؟ مسی: آره دیگه زیادی نقشتو جدی گرفتی ها! الان ما ۲ تا نقشیم تو داستان کینگ مجید عادل: آها آره بینندگان عزیز این فقط ی داستانه هههههه پس خیلی جدی نگیریم خیله خب مسی بریم سر اصل مطلب چیشد که... بعد یدفعه ریکارد اومد تو و به مسی گفت بلند شو بریم مگه نمیدونی این عادل نحسه هر کی میره تو برنامش مصدوم میشه مسی: تازه داریم گرم میشیم ریکارد: یادت نره من مربیتم مسی: تو ک رفتی دیگه الان مگه گواردیولا نیومده ریکارد: نه بابا داستان کینگ مجید تو سال ۲۰۰۷ هست پس من مربیتم الان مسی: آها آها عادل : جناب ریکارد چ خوبه اومدی شما هم بنشینید بله بینندگان عزیز ریکارد خودش تشریف آورد و مهمان برنامه ی ۹۰ شد ریکارد: صحبت نکن فعلا واسه اون بازیکن قبلی ک تا اومد اینجا مصدوم شد حالا بعدا صحبت میکنیم عادل : کدوم بازیکن؟ ریکارد: من نمیدونم اصلا تو دیالوگهای من چنین چیزی نیست ک اسم بیارم عادل: آهاااااا مسی: خب من چرا باید الان باید با تو بیام ریکارد: آقا داستان اینه من چمیدونم برو از کارگردان بپرس تو فیلمنامه نوشته شده من باید تو رو از اینجا ببرم و بعد سر از برره دراریم عادل: آها خیله خب پس ما واسه سهولت کار براتون ی تاکسی میگیریم بعد مسی و ریکارد خارج شدن و برف شروع کرد مسی: به به عجب برفیه :-D ریکارد: آره جون میده بعد مسواک با همین آب نمک قرقره کنی مسی: دیگه اونموقع زبون ک دندون میشه قالب یخ مگه نه بعد یدفعه تاکسی اومد و گفت بپر بالا ریکارد : چرا نارنجیه این مسی: خب مگه نمیگی ۲۰۰۷ اون موقع هنوز تاکسیا نارنجی بود دیگه ریکارد: آها حالا نارنجی های خیلی خوشگل تری هست چرا انقدر کدر خوشگلشو بزنید بعد مسی و ریکارد سوار ماشین شدن مسی: چقدر بوی سیگار میاد راننده: دیگه ببخشید ههه ماشین خودمونه میخوای سیگار نکشیم ریکارد: من فرانک ریکارد هستم مربی تیم بارسا و این هم مسی هست و مسی لبخند میزد راننده: خب ههه چ جالب منم اصغری هستم ریکارد: تو مگه هواشناس نبودی؟ راننده: دیگه تو این یخبندون بازیگر نبود منو آوردن! مسی هم تعجب میکرد یدفعه مسی گفتش اوه دستشویی دارم راننده: وسط جاده تو این یخبندون مسی: خب چیکار کنم حالا وای دیگه نمیتونم جلو خودمو بگیرم الانه که... ریکارد: اوه اوه برو پایین تو همین گوشه موشه ها کارتونو بکن بیا مسی: حله حتما حتما باید گوشه موشه باشه وسط نمیشه؟ راننده: وقت نداریم! لطفا سریعتر بعد مسی رفت ی گوشه کارشو بکنه بیاد بعد اومدش گفتش خیله خب کارمو کردم عه! اینا کوشن ماشین کجاست؟؟ و با تعجب اینور اونورو نگاه میکرد وی در ادامه افزود: حالا چیکار کنم مسی ک سویشرت قرمز رنگی پوشیده بود پیاده به راه ادامه داد و خیلی هم خوابش گرفته بود تو اون سرما و به خواب رفت... چند دقیقه بود مسی به خواب رفته بود ک یهو دوربین رفت به سمت رد پاهایی... جلوتر و جلوتر اومد اینجا بود ک شیر فرهاد رو میبینیم شیر فرهاد خطاب به مسی: برا چی اینجا ماسیدی؟ اما مسی یجورایی انگار بیهوش شده بود شیر فرهاد: ااااااوووهععععع وی در ادامه افزود ایی ایجوری ک تو این سرما خفته تا صبح بیدار نوشد مگر ایکه... بعدش شیر فرهاد مسی رو کول کرد و با خودش برد.. پایان قسمت اول |
||
|
دوشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۴ (۱۳:۴۴)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Lucho.The.Great
نام تیم: بارسلونا
پیام:
۶۱,۷۲۳
عضویت از: ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
از: تهران
طرفدار:
- بویان کرکیچ - یوهان کرویف - پرسپولیس - اسپانیا، آرژانتین - احمد عابدزاده، کریم باقری - فرانک ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- لیگ فانتزی - کاربران عضو - مدیران کل
|
دیوانهس.
|
||
|
عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... |
|||
|
سهشنبه، ۲۳ دی ۱۴۰۴ (۱۰:۳۶)
|
|||
|
|
پاسخ به: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... | ||
![]() نام کاربری: Valdes_Kabir
پیام:
۹۵
عضویت از: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از: تهران
طرفدار:
- لیونل مسی، والدز کبیر، ژاوی - رونالدینیو - آرژانتین - ریکارد - افشین امپراطور گروه:
- کاربران عضو
|
اینم قسمت دوم الان وارد قسمت دوم شدیم ک مسی رو به برره میبره شیرفرهاد شیر فرهاد: کَیانوش ببین چی با خودم ویاوردم اینم مثل تو نشیمنگز وشده کیانوش: عه چه جالب چه جالب حالا کجاش گز شده؟ شیر فرهاد: هیچ جا نَوَشُده کیانوش: خب پس چی میگی این بنده خدا سرخ شده تو صورتش از سرما یخ کرده بیارش سمت شمینه شیر فرهاد: کَیانوش تو هنوزم هیچی نَوَفَهمی مگه هیزمَه که بذارمش شومینه کیانوش: نگفتم که بذاریش داخلش گفتم بذار کنارش! شیر فرهاد: آها خب از اول وگفتی بعد شیر فرهاد مسی رو میذاره کنار شومینه روی مبل نارنجی رنگ کیانوش: عه این چ آشناست! شیر فرهاد: آره خیلی آشنا بید کیانوش: اصلا مگه میشه کسی نشناسه حاج ممد افسانه ای رو (نگاه تعجب آمیز کیانوش به دوربین) شیر فرهاد: برا چی چشاتو اینجور وکردی ابله یعنی تو حاج ممد رو نوشناسی منو دکتر واتسون با همراهی همی حاج ممد مقام آگاه و دار و دستشو فیتیله پیچ وکردیم نکنه تو از کاربرای جدیدی بیدی یادت نَوَیاد؟ کیانوش: حاج ممد کیه این مسیه بهترین بازیکن جهان شیر فرهاد: عه پس چرا پروفایل حاج ممد همین شکلی بود؟ کیانوش: خب مسی رو همه میشناسن عکسشو گذاشته پروفایل شیر فرهاد: آها مسی عکس حاج ممد وگذاشت پروفایل؟ سپس کیانوش زد تو خودش و گفت ولش کن آقا ولش کن بعد یدفعه مسی به هوش اومد گفتش اینجا کجاست شیر فرهاد: هااااااا اینجا برره بید حاج ممد خوش اومدی مسی: حاج ممد دیگه کیه کیانوش: شیر فرهاد این مسیه مسی: مسی دیگه کیه؟ شیر فرهاد: هزار دفعه گفتم این کیانوش هیچی نَوَفَهمه بفرما تحویل وگیر خودش میگه من مسی نیستم حاج ممد بید کیانوش: ببینم مسی نکنه تو مسی نیستی و رضا پرستشی؟ مسی: هههه ایسگات کردم یاورت استاد شد شیر فرهاد: بیا وگیر کیانوش اینهمه یاور استاد کردی همه عمر ببین چطور یاور خودت استاد وَشد کیانوش: چی میگی من کی یاور استاد کردم شیر فرهاد: (ابرو بالا میندازد) یادت نَوَیاد؟ نقطه چین؟ کیانوش: چی میگی آقا اون کوروش بود شیر فرهاد: خب بازیگرش تو بیدی دیگه (نگاه دوباره و عجیب کیانوش به دوربین) مسی: کیوون کجاست؟ کیانوش: تو کیوون رو از کجا میشناسی مسی؟ مسی: روزهای برره هر شب پخش میشد از شبکه ۳ با آرم پرتقالی شیر فرهاد: خب حالا آرم پرتقالی کجا بیدَه؟ مگه برره پخش نَوَشِد کیانوش : بیا کشیدم شیر فرهاد بچسبون اون گوشه دیوار شیر فرهاد: خب اون زنده ی زیرش با رنگ زرد کجا بید مگه پخش زنده نبید؟ کیانوش: مداد رنگی زرد نداشتم مسی: بیا اینم مداد رنگی زرد کیانوش: عه ههه از کجا آوردی اینو شیر فرهاد: همه ک مثل تو بی مصرف نبیدن کیانوش: بیا اینم زنده ی زیرش با رنگ زرد بچسبون اون گوشه دیوار شیر فرهاد: وَیا مسی بعد مسی آرم پرتقالی شبکه ۳ رو چسبوند گوشه سمت چپ و گفت به به حالا شد و دستاشو مالید بهم کیانوش: گرمت شدا قشنگ شیر فرهاد: بله به لطف شومینه های شیر فرهاد حاج ممد گرمش وشد کیانوش: باز گفت حاج ممد مسی: بیخیال دستگاه آب کجاست؟ شیر فرهاد: آب میخوای وَخوری؟ کیانوش: دستگاه آب از کی تا حالا آب میخورن مسی: با خنده خودم پیداش وَکنم شیر فرهاد: چه زبان راحت و زیباییست این برره مسی هم یاد وگرفت سریع خوش ویآمدی هااااااا هااااااا هااااااا پایان قسمت دوم شخصیت های این داستان: مسی، شیر فرهاد و کیانوش |
||
|
سهشنبه، ۲۳ دی ۱۴۰۴ (۱۴:۳۳)
|
|||
|
|
|
برای ارسال پیام باید ابتدا ثبت نام کنید!
|
| شما میتوانید مطالب را بخوانید. |
| شما نمیتوانید عنوان جدید باز کنید. |
| شما نمیتوانید به عنوانها پاسخ دهید. |
| شما نمیتوانید پیامهای خودتان را ویرایش کنید. |
| شما نمیتوانید پیامهای خودتان را حذف کنید. |
| شما نمیتوانید نظرسنجی اضافه کنید. |
| شما نمیتوانید در نظرسنجیها شرکت کنید. |
| شما نمیتوانید فایلها را به پیام خود پیوست کنید. |
| شما نمیتوانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید. |









